تبليغاتX
originalsin -

خيلی خودخواه بود٬
     فقط نيمی از نفسهايی که ميکشيد به ياد او بود
          و فقط نيمی از اوقات، قلبش برای اون می تپيد ...

**********************

هرگز از مرگ نهراسیدم...
     اگر چه دستانش از ابتذال هم شکننده تر باشد...
هراس من باری همه از مردن در سرزمینی است، 
     که مزد گورکن از بهای آزادی آدمی افزون باشد.  شاملو

***********************

Vanity
.Definitely my favorite sin
Devil's Advocate

***********************

اندازه آدمها به اندازه مشکلاتشان است
...
حیف که مشکل از یک حدی بزرگتر میشه آدم رو خرد میکنه ...

*******************

چقدر مزخرف گفتن راحته
و چه خيانتی است که مزخرف رو هنرمندانه بگيم
چقدر مزخرف شنيدن سرگرم کننده است
و چقدر شنيدن يه مزخرف هنرمندانه لذت بخشه ...

Usual people for usual people Only
Unusual ones all Alone



************************

شنيدم که ببر وقتی جفتش ميميره تا آخر عمر منزوی ميشه ...
قو بعد از مرگ جفتش تو ناراحتی و تنهايی ميميره ...
حاج آقای ما فکر کنم با خروس محله مون کل انداخته سه تا زن عقدی داری تعداد صيغه هاش هم از دستش در رفته ...

***********************

 

ارشمیدس یک نقطه اتکا می خواست تا کره زمین رو تکون بده٬
ولی من فقط یکی میخوام دلیل زنده بودنم ...

***********************

باي خاطر عشق به من بگو آن شعله چه نام دارد که در دلم زبهنه ميکشد نيرويم را مي بلعد و اراده ام را زايل ميکند.

*********************

فقط عشق آدم کور است که نه زيبايي را درک مي کند نه زشتي را.

***********************

عشق، وقتي دچار غم غربت باشد‌‌‌‌، از حساب زمان و هياهوي آن ملول مي گردد.

***********************

عشق ميز باني مهربان است. گر چه براي ميهمان ناخوانده، خانه ي عشق سراب است و ما يه ي خنده.

************************

عشق از ژرفاي خو يش آگاه نمي شود مگر در لحظه ي جدايي.

عشق واژهاي است از جنس نور که با دستي از جنس نور، بر صفحه اي از جنس نور نوشته مي شود.

ازدواج يا مرگ است يا زندگي چيزي در ميان و ميانه وجود ندارد.

**************************

اگر ميخواهيد زني را بفهميد، گاه خنديدن به دهانش بنگريد؛ اما براي ارزيابي يک مرد، سفيدي چشمانش را هنگام خشم ببينيد.

************************

هر مردي دو زن را دوست دارد، يکي زاييده ي خيال اوست و ديگري هنوز به دنيا نيامده.

************************

تنها يک بار از سخن باز ماندم . وقتي مردي از من پرسيد:شما کيستيد؟

**************************

دشمنم به من گفت: دشمن خويش را دوست بدار.من اطاعت کردم وبر خود عاشق شدم.

+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1387ساعت 19:46  توسط مجید  |