تبليغاتX
originalsin
نخستين نگاه معشوق، به روح ازلي مي ماند که بر سطح آب ها روان شد، بهشت وجهنم را آفريد، سپس گفت : باش!

 و همه چيز موجود شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 19:58  توسط مجید  | 

جبران خليل جبران

چيزهاي بسيار بزرگ را ، تنها مي توان از دور ديد ؛

· هيچ كس نمي تواند به تنهايي از زيبايي كه درك مي كند ، لذت ببرد ؛

· خيال حقيقت مطلق را مي بيند ، جايي را كه گذشته ، اكنون و آينده ، به هم مي رسند ؛

· اشخاصي كه به اجبار مي كوشند جالب باشند ، بيشتر از هميشه نفرت انگيز مي شوند ؛

· انسان بايد جنگيدن براي نيت ها و رويا هاي خود را بياموزد ؛

· هرچيز شكست ناپذيري ، قدرت تخريب خويش را دارد ؛

· ما قطعا عظيم تر از آنيم كه مي انديشيم ؛

· در زندگي لحظه هايي هست ، كه تنها كار ما بايد انتظار كشيدن باشد ؛

· زندگي همواره بيشتر از آني به ما مي بخشد ، كه خود را سزاوارش مي دانيم ؛

· شور يك گياه در وسط زمستان ، از تابستان گذشته نمي آيد ، از بهاري مي آيد كه فرا مي رسد ،

گياه به روزهايي كه رفته نمي انديشد ، به روزهايي مي انديشد كه مي آيد ؛

· آگاهي زندگي با بال است ؛

· سالها بايد بر انسان بگذرد ، تا دريابد تنهاست ؛

· از ياد مي بريم كه نگريستن به دشتها ، بيش تر از هر چيز ديگري ، براي درك خداوند كافي است ؛

· ما در همه هستيم و همه در مايند ، شاعر و جاني در قبل هر انساني مي زيند ؛

· توان زندگي به چگونگي نگريستن ما به به زندگي بستگي دارد ؛

· ملكوت خداوند در درون ماست ؛

· نمي توان به هبچ كس خلوص يك بدن رت را آموخت ، مردمان خود بايد آن را كشف كنند ؛

· هرگز نمي توانيم فراموش كنيم ، انسانها همواره از هم جدا هستند ؛

· نگريست به عظمت ديگران را بياموز ، و عظمت خود را نيز بنگر ؛

· دو چيز را نبايد هرگز از ياد برد ، بردباري بدان معنا كه بگذاريم رخدادها مسير خود را در پي گيرند و وفاداري به آنچه در آرزويش هستيم ؛

· تنها مي توانيم چيزي را بگيريم كه مي دهيم ؛

· درد مي تواند آفريننده باشد ؛

+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 19:53  توسط مجید  |